دست نوشته های سابقا سرخپوستی یک بانوی ...

484-غیرمنتظره های من

مثل همه آشپزی های غیرمنتظره و اتفاقی ام البته از نوع کیک و شیرینی ، چند روز پیش یک سوفله من درآوردی از سبزیجات درست کردم که خوشمزه بود .

ادامه مطلب

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 2:8 ] [ بانو ] [ ]

483-دو سالگی عشق

16تیر تولد دوسالگی توتولی بود . یک کیک خریدم و رفتیم عکاسی .

ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 1:24 ] [ بانو ] [ ]

482-دونات

اولین دونات زندگیم را یک روز قبل از عروسی دخترخاله ام پختم . آن هم بی مقدمه و اتفاقی با دیدن دستور پختش در اینترنت .

ادامه مطلب

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 1:39 ] [ بانو ] [ ]

481-ظوفان آن سالها

طوفانی که در تهران و البته خیلی از شهر ها آمد آنقدر غیر منتظره بود و دور از باور بود که همه را شوکه کرد . حالا گفتن اینکه هواشناسی مقصر بود و چرا اطلاع رسانی نکرد و... دردی دوا نخواهد کرد .

ادامه مطلب

[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 23:50 ] [ بانو ] [ ]

480-شووا ...

کتاب ( شووا ) نوشته شیوا پورنگ را خواندم . کتابی که لطافت خاصی دارد درست مثل سوژه اش که عجیب است و خاص .

ادامه مطلب

[ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 ] [ 15:10 ] [ بانو ] [ ]

479-خودم را خوشحال می کنم .

احساس می کردم باید یک هدیه به خودم بدهم . باید خودم را خوشحال کنم .خب گاهی آدم احساس می کند که دلش می خواهد برود برای خودش بچرخد و بگردد و بعد هم آن چیزی که به وقتش خود را نشان خواهد داد ،بخرد و با عشق به خودش تقدیم کند .

ادامه مطلب

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 2:1 ] [ بانو ] [ ]

478-تهرانِ خلوت ،بهار ِشلوغ

اسب نود و سه هم به تاخت آمد و چشم برهم زدیم ، دیدیم پانزده روز گذشت . تعطیلات ،مسافرت نرفتیم .سریال دیدیم و نت گردی .

ادامه مطلب

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 23:37 ] [ بانو ] [ ]

467-پنج سین از هفت سین

چه باران خوبی بارید . لطافت خوبی داشت . ای کاش ادامه پیدا کند این هوای بارانی . بوی خاک باران خورده را دوست دارم .


ادامه مطلب

[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ 1:8 ] [ بانو ] [ ]

466-غیر منتظره

چهارشنبه خیلی غیرمنتظره راهی شمال شدیم . ( اما از دست همراه و پدرش ) چون وقت شام  بود رفتیم رستوران همسفر ( جاده چالوس ،فیلم همسفر و پر مرغ رشتی و...) .غذایش خوب نبود .با پولی که پرداخت کردیم در تهران می توانستیم بهترین غذا را بخوریم . نمی دانم چرا کسی رسیدگی نمی کند به کیفیت غذا و البته گرانی بی دلیل آن .

ادامه مطلب

[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 0:29 ] [ بانو ] [ ]

465-رج هایی از عشق

این شبها که هفت را می دیدم به یاد سه سال پیش افتادم که تازه به ایران برگشته بودم و شبها پیگیر جشنواره و هفت جیرانی بودم . حالا این برنامه حال و هوای دیگری دارد .

ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ] [ 0:43 ] [ بانو ] [ ]