X
تبلیغات
بانو
احساس می کردم باید یک هدیه به خودم بدهم . باید خودم را خوشحال کنم .خب گاهی آدم احساس می کند که دلش می خواهد برود برای خودش بچرخد و بگردد و بعد هم آن چیزی که به وقتش خود را نشان خواهد داد ،بخرد و با عشق به خودش تقدیم کند .


موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 2:1 | نویسنده : بانو |
اسب نود و سه هم به تاخت آمد و چشم برهم زدیم ، دیدیم پانزده روز گذشت . تعطیلات ،مسافرت نرفتیم .سریال دیدیم و نت گردی .



موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب
ادامه مطلب

تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 23:37 | نویسنده : بانو |
چه باران خوبی بارید . لطافت خوبی داشت . ای کاش ادامه پیدا کند این هوای بارانی . بوی خاک باران خورده را دوست دارم .




موضوعات مرتبط: سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 1:8 | نویسنده : بانو |
چهارشنبه خیلی غیرمنتظره راهی شمال شدیم . ( اما از دست همراه و پدرش ) چون وقت شام  بود رفتیم رستوران همسفر ( جاده چالوس ،فیلم همسفر و پر مرغ رشتی و...) .غذایش خوب نبود .با پولی که پرداخت کردیم در تهران می توانستیم بهترین غذا را بخوریم . نمی دانم چرا کسی رسیدگی نمی کند به کیفیت غذا و البته گرانی بی دلیل آن .


موضوعات مرتبط: سفرنامه های من ، فرهنگ و هنر ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 0:29 | نویسنده : بانو |
این شبها که هفت را می دیدم به یاد سه سال پیش افتادم که تازه به ایران برگشته بودم و شبها پیگیر جشنواره و هفت جیرانی بودم . حالا این برنامه حال و هوای دیگری دارد .



موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 0:43 | نویسنده : بانو |
بلاگفا سوت و کور است یا من چنین حسی دارم .مانده ام چرا اینجا دیگر مثل سابق نیست . همه انگار درگیر زندگی شده اند .




موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 1:44 | نویسنده : بانو |
چه تعطیلات کسالت باری است . هوا هم که بس ناجوانمردانه سرد است و جای خاصی هم که نمی شود رفت .


موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1392 | 1:43 | نویسنده : بانو |
این روزهای پاییزی که بیشتر از هر وقت دیگری انگار نفس آدم را تنگ می کند آنقدر که حس می کنی وقتی بیرون می روی غرق می شوی در سیاهی و دود ، من بیشتر از هروقت دیگری به آسمان صاف و آبی ونزوئلا فکر می کنم و باران هایش .



موضوعات مرتبط: ونزوئلا ، فرهنگ و هنر
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 16:43 | نویسنده : بانو |
سهم من از این تعطیلاتی که نمی شود به مسافرت رفت و ساعتها در جاده ماند خواندن یک کتاب تکراری بود که با اینکه همه چیزش را می دانستم اما باز هم لذت بردم .


موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 | 15:15 | نویسنده : بانو |
نیمه شب است و یا درست تر این است که بگویم صبح چهارشنبه 24مهر است و من زیر نور آباژور مشغول خواندن کتاب هستم .




موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر ، سایر مطالب ، پنبه ، نرمه نوشت
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 14:16 | نویسنده : بانو |